نرخ ارز بهمثابه متغیر کلیدی پیونددهنده ارکان داخلی و بینالمللی اقتصاد، منعکسکننده پویاییهای کلان کشور است. نوسانات و تلاطمهای مستمر ارزی از مجرای سازوکار اثرگذاری بر قیمتهای داخلی، از جمله محرکهای بنیادین در ایجاد اختلال در الگوهای مصرفی و جریانات درآمدی خانوار محسوب میشوند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف واکاوی تجربی پیامدهای نوسانات نرخ ارز بر سطح رفاه و معیشت خانوارها تدوین شده است. در این راستا، با بهرهگیری از رویکرد خودرگرسیون برداری پنلی (Panel VAR)، اثرات شوکهای ارزی بر متغیرهای مصرف و درآمد واقعی در سطح ۲۸ استان ایران طی بازه زمانی ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۲ مورد تحلیل قرار گرفت. یافتههای حاصل از آزمونهای ریشه واحد و همانباشتگی تابلویی، حاکی از وجود یک رابطه بلندمدت پایدار میان متغیرهاست که مؤید نقش سازوکارهای تعدیلگری نظیر چسبندگی قیمتی و انتظارات تطبیقی در اقتصاد ایران است. همچنین، نتایج توابع واکنش آنی (IRF) نشان میدهد که شوکهای مثبت نرخ ارز در کوتاهمدت به افزایش معنادار مصرف و درآمد منجر شده، اما در افقهای بلندمدت، این روند تغییر جهت داده و آثار کاهشی بر جای میگذارد. افزون بر این، نتایج تجزیه واریانس خطای پیشبینی گویای آن است که نرخ ارز، بهویژه در دورههای نخستین، سهم قابلتوجهی در تبیین نوسانات مصرف ایفا میکند که این امر تحت تأثیر پویاییهای بازخوردی میان متغیرها تقویت میشود. در نهایت، دلالتهای سیاستی پژوهش بر این نکته تأکید دارد که اگرچه آزادسازی نرخ ارز با هدف مقابله با قاچاق و رانتجویی قابل طرح است، اما با توجه به آسیبهای رفاهی گسترده در سطح ملی، دستیابی به کارآمدی و عدالت اقتصادی از مسیرهایی جایگزین و متمایز از صرفِ رهاسازی نرخ ارز، نتایج مطلوبتری در پی خواهد داشت.